حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

350

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

در سال 291 ه ( 903 م ) ابو عبد اللّه به كار خود سرعت بخشيد و عمليات رزمى خويش را آغاز نمود و چند شهر را تصرف كرد . مرگ ابراهيم بن اغلب و جانشينى فرزندش ، ابو العباس و ولايتعهدى فرزندش زيادة اللّه وى را در پيشرويش يارى رساند و گروه ابو عبد اللّه در آن زمان ( سال 291 ه ) در همه نواحى غرب شهر قيروان قدرت مطلق پيدا كردند . « 1 » و اين‌گونه در شمال آفريقا نيز مانند يمن حاكمى اسماعيلى به پا خاست ، به اين صورت كه به نام امام اسماعيلى در حال استتار دور از دسترس مردم ، حكمفرمايى مىشد . اما وقتى كار به اين‌جا رسيد و انگيزه‌هاى اختفاء از بين رفت ، و عده‌اى حامى و مدافع امام شدند ، چاره‌اى جز ظهور نبود . بنابراين ابو عبد اللّه مردانى را از كتامه گسيل داشت تا امام عبد اللّه را به اين گشايش الهى بشارت دهند و او را براى به دست‌گيرى مستقيم حكومت ، به آفريقا خوانند . اين خبر در دورهء مكتفى عباسى ميان مردم منتشر شد و كمين‌گران و جاسوسان براى دستگيرى عبد الله پراكنده شدند ، ولى او درحالىكه با عده‌اى از ياران مخصوص و موالى خود همراهى مىشد توانست به همراه پسرش نزار كه آن روزها جوان بود مخفيانه وارد مصر شود ؛ و اين در عهد زيادة اللّه بود . وى به صورت ناشناس و در كسوت بازرگانان حركت كرد و با اين حالت وارد مصر شد . خليفهء بغداد به والى مصر ، عيسى نوشرى ، [ نامه‌اى ] فرستاد و وى را فرمود

--> ( 1 ) - يكى از اشعار ابو عبد اللّه پس از پيروزيهايش شعر زير است : من كان مغتبطا بلين حشية * فحشيتى و أريكتي سرجى من كان يعجبه و يبهجه * نقر الدفوف ورنة الصنج فأنا الذى لا شيء يعجبني * إلا اقتحامي لجة الرهج سل عن جيوشي إذ طلعت بها * يوم الخميس ضحى من الفج